جملات ادبی

باز هم روی گناه کردن داریم؟؟!!

همه ما پنهانی و در نهان ، دل گفته هایی با خدا داریم

کسی از آن خبر ندارد و خود می گوییم و خدا شنونده است

آنچه در این پست می خوانید بخشی هایی از گفتگوهای “من و شما” با خداست:

همان خدا، همان خدای فراموش شده ای که به گاه بی کسی و درماندگی

سراغش را می گیریم … همان که هیچگاه ما را از یاد نمی‌برد . . .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 آذر1389ساعت 9:34  توسط مهرداد  | 

عید همگی عسل

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 آذر1389ساعت 21:42  توسط مهرداد  | 

پند های بزرگان

بمانيم تا کاری کنیم، نه اين كه کاری کنیم تا بمانیم.«دکتر شریعتی»

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 آبان1389ساعت 10:10  توسط مهرداد  | 

درس هايي براي زندگي

یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 22 آبان1389ساعت 10:35  توسط مهرداد  | 

زندگی زیباست

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست

+ نوشته شده در  شنبه 8 آبان1389ساعت 17:27  توسط مهرداد  | 

عابد و شیطان

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند : فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند !!!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 آبان1389ساعت 10:18  توسط مهرداد  | 

التماس دعا

از همه دوستانی که اینجا میان یک خواهش خیلی بزرگ دارم گل من حالش بد شده و من کیلو متر ها ازش دورم خواهشا دعاش کنید که نفسم به نفس اون بنده

لنگ نوشت:خدا جون خواهش این بنده کوچیک تو قبول کن.

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 آبان1389ساعت 22:53  توسط مهرداد  | 

نمی دونم اسمشو چی بزارم

خداجون خیلی دوست دارم !!!!

لنگ نوشت:احساس می کنم امروز دوباره متولد شدم.

لنگ نوشت 2:شاید...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 23:19  توسط مهرداد  | 

حکایت نامه

چند حکایت طنز

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 مهر1389ساعت 0:8  توسط مهرداد  | 

حکایت نامه

مردی زیر باران از دهکده کوچکی می گذشت . خانه ای دید که داشت می سوخت و مردی را دید که وسط شعله ها در اتاق نشیمن نشسته بود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 16 مهر1389ساعت 17:26  توسط مهرداد  | 

مطالب قدیمی‌تر